#مامورین_پر_دردسر_پارت_258


بند اومده بود قدمی به سمتم برداشت و دقیقا رو به روم قرار گرفت

شاخه گل و به سمتم گرفت:تقدیم به زیباترین گل زندگیم

ضربان قلبم به حدی زیاد شده بود که حس میکردم هر ان از دهنم میزنه بیرون

-نمیخوای بگیریش ؟

و به گل اشاره کرد دستای سردمو بالا اوردم و گل و

ازش گرفتم دستشو گذاشت پشت کمرم و به سمت میزی راهنماییم کرد

صندلی رو برام عقب کشید در حالی که دهنم از این همه

توجهش باز مونده بود رو صندلی نشستم

اونم رو به روم جا گرفت ل*ب*مو ب زبون تر کردم:میگم ..پس ستاره کجاست؟

romangram.com | @romangram_com