#مامورین_پر_دردسر_پارت_244
عمو:اینجور که تو صدا کردی حق داشتیم
:بله خاله چیو کشف کردین حالا
-اول اینکه سوغاتی هاتو بردار دوما ارام قبل رفتن برات یه چیزی گذاشته بود
و چند تا کیسه رو از کنار مبل برداشت و بهم داد
و رو به عمو گفت:اون امانتی رو بهش بده فکر کنم وقتش شده باشه
با تعجب بهشون نگاه کردم .عمو سری تکون داد و بلند شد رفت طبقه بالا
و بعد چند دقیقه برگشت دستش یه پاکت نامه بود که یه گل رز ابی بهش چسبیده بود
پاکت و گرفت سمتم ازش گرفتم و نگاهی به صورت
romangram.com | @romangram_com