#مامورین_پر_دردسر_پارت_243
:عمو نمیدونم چی نوشته
با تعجب بهم نگاه کرد حق داشت من بخاطر کارم و
عملیاتایی که رفته بودم به بیشتر زبان های رایج تسلط
کامل داشتم برگرو گرفتم سمتش:معلوم نیست چه زبانیه
برگرو ازم گرفت و نگاه کرد چشماش گرد شد و سرشو
تکون داد:منم نمیدونم
عمو دکترای مترجمی زبان داشت
خاله:راستــــــــــــــــی
منو عمو که غرق در برگه بودیم با صدای بلند خاه از جا پریدیم که باعث شد خاله
غش غش بخنده و روبه ما گفت:نترسین بابا.
romangram.com | @romangram_com