#مهتاب_پارت_192
-ببخشید فقط میخواستم کمی عصبیت کنم
-تو هم میدونی من روی تو حساسم این کارها رو میکنی ها شیطون
جلوی شرکت ازش خدافظی کردم وبا یه انرژيی خاصی وارد شرکت شدم .بهاره با دیدنم گفت: چیه خوشحالی ؟
-حدس بزن ؟
-آشتی کردین
خندیدم وگفتم: آره
-وای باورم نمیشه
اومد بغلم کرد وگفت : تبریک میگم عزیزم
-مرسی
-خوشحالی ؟
-خیلی
-منم خوشحالم
romangram.com | @romangram_com