#مهسا_پارت_202

-این مدت چرا گوشیت رو جواب نمیدادی؟
-درگیری ذهنی داشتم...در ضمن دستمم شکسته و نمیتونم به راحتی اس بدم...
-(شکلک ناراحت)...متاسفم...
-تو چرا متاسفی مگه تو باعث شدی بشکنه؟!!!
نفس عمیقی کشیدم...عجب کنایه ای زدم...چند دقیقه ای از پیامم گذشت که جواب داد:
-بهتری؟!
-خوبم ولی هنوز درد میکنه...
-مسکن میخوری؟
-نه...آخه من درد کشیدن رو دوست دارم!!!خب معلومه که میخورم...
-کی گچش رو باز میکنی؟
-20اسفند...البته اگه جوش نخوره باید بازم گچش بگیرم...
-میشه این پیام دادن رو تموم کنیم؟...میخوام باهات حرف بزنم...
-الانم داریم حرف میزنیم...آپلو که هوا نمیکنیم...
-منظورم اینه از این شخصیتی که ساختی بیا بیرون و باهام رو دررو حرف بزن...
منظورش چیه؟...میخواد آنا رو ببینه؟...این واقعا منو دوست داشت؟...ببخشید طوبا خانوم ولی دو زنه بودن توی ژنشونه هاااا...امیر بهادر خان با عرض پوزش فراوان ولی نیما به شدت به شما رفته...
-میخوای منو ببینی؟
-آره...

@romangram_com