#ما_پنج_نفر_پارت_434
دارم ب این فکرمیکنم ک چرا عروس دومادا نرفتن خونه خودشون...
اصن به من چه..
بعدازکلی ماج و بوسه به خونه برگشتیم..
سامیارصدام زد و بع اتاقش رفتم.
_جونم داداش؟
سرشوانداخت پایین وکمی من من کرد.
انگارمیخواست یه حرفی بزنه ولی نمیدونست که چطوربگه .
منم سکوت کردم تابتونه تمرکزکنه..
بعدازچندلحظه سرشوبلندکردوگفت:
آبحی من آلا رودوست دارم..
بایه جدیتی این حرفوزدکه من کف کردم .
باتعجب گفتم:
چیییییی؟؟؟
romangram.com | @romangram_com