#ما_پنج_نفر_پارت_397
صدای زمزمه های سارا با خواننده توی ماشین پیچیده بود !
_سارایی؟
_ هوم؟
_ به یاد کی این آهنگو میخوندی کلک؟
لبخند غمگینی زد که متعجب شدم!
_وایسا ببینم نکنه خبریه؟
_ نه بابا چه خبری آخه؟
شونه هامو از سر بی اطلاعی بالا انداختم .
چند دقیقه ای گذشت که ساغر و زهرا هم اومدند .
با حرص رو به زهرا گفتم:
_ چقدر معطل کردی تو؟
رفتی یه زنگ بزنیا...5 ساعته ما رو معطل خودت کردی !
زهرا هم با خونسردی در جواب من گفت:
romangram.com | @romangram_com