#ما_پنج_نفر_پارت_225
با چشمهای بسته دستمو دراز کردم و گوشیمو از روی عسلی کنار تخت برداشتم و با صدای خواب آلودم جواب دادم:
_ بفرمائید؟؟
_ سلام آبجی ساغی خودم!
_ سلام تویی اول صبحیه منو بیدار کردی؟؟؟
_ اولا اول صبح کجا بود ساعت11
دوما نه پس روحمه زنگ زده الان داره باهات می حرفه!
_ خب حالا... دیشب دیر خوابیدم هنوز خوابم میاد!
_ تو که همین جوریش خرس قطبی ای دیگه وای به حال اینکه دیر بخوابی..
بعد با شیطنت گفت:
ولی خب حق داری منم با 6 تا پسر خوشگل توی یه خونه بودم شب تا صبح بیدار بودم!!!
با شنیدن این حرف سبحان هوشیار شدم و یه ضرب روی تخت نشستم!!! هیچ کس از اینکه ما با پسرا توی یه خونه ایم خبر نداشت پس این از کجا می دونه؟؟
باید بپیچونمش!!
_ چی می گی تو؟؟ حالت خوبه؟؟؟ پسر کجا بود اونم نه یکی نه 2 تا 6 تااااا!!!
romangram.com | @romangram_com