#ما_پنج_نفر_پارت_203


_ وااااااااای ساغی از دست تو خوبه همین حالا اینقدر فک زدم درباره این پسره...

پریدم وسط حرفشو گفتم: زرییی به خاطر آجیت!!!

به خاطر عشق و حال خودمون..

پوفی کشید و گفت: باشه



از آشپزخونه اومدم بیرون و رفتم توی اتاقم ساعت 5:15 بود.

آلارم گوشیمو برای 6:45 تنظیم کردم و دیگه نفهمیدم کی خوابم برد..

با صدای آروم ویالون از خواب بیدار شدم ؛ این قطعه ویالون برای آلارم گوشیم بود.

کش و قوسی به بدنم دادم و از تخت گرم و نرم دل کندم به سمت حمام رفتم و طبق معمول با آب سرد دوش گرفتم .

چقدر مامان طفلیم از این عادت من حرص می خورد.

بعد از یه دوش 30 دقیقه ای از حمام اومدم بیرون و موهای بلندمو به زور خشک کردم و همین طور که حوله دور خودم پیچیده بودم به سمت کمدم رفتم..

چون من همیشه احتمالات رو در نظر می گیرم 3.4 دست لباس مجلسی با خودم آورده بودم.

اوایل دوستیمون دخترا از این عادت من حرص می خوردند و می گفتند آخه به چه دردت می خوره بی خود ساکتو سنگین می کنی ولی بعد از چند باری مسافرت که در مواقع اضطراری به درد خورد این عادت به اونا هم سرایت کرد...


romangram.com | @romangram_com