#ما_پنج_نفر_پارت_201
_ باش من برم لباسامامو عوض کنم تو هم بیا تو اتاق من!
_ اوکی!
رفتم بالا و لباسامو عوض کردم داشتم وسایل نقاشی رو میوردم که زری در زد و اومد تو.
زهرا: شروع کنیم؟
_ اوهوم...
زهرا: واو ببین چه کردیم ساغی خیلی محشر شد !
_ آره خیلی!
_ احسان اینو ببینه ذوق مرگ می شه.
_خخخ آره راستی ساعت چنده؟؟
در همین موقع در اتاق باز شد و سارا اومد تو..
اومد حرفی بزنه که با دیدن نقاشی دهنش باز موند سارا: وااااای خدای من!!!
خیلی طبیعی و قشنگه دست مریزاد.
_مرسی سارایی!
romangram.com | @romangram_com