#ما_پنج_نفر_پارت_183


_میگما زری جونم؟!

_دوباره چی میخوای که اینطوری صدامیکنی؟

_من؟! اصن چیزی نمیخوام!

بعدهم قیافموعین گربه شرک کردم چون میدونستم که تاثیرداره.

_فقط یه چیزکوچولو میخوام.

خندید وگفت:باشه خرشدم بگو!

_من که نمیتونم احسان و تنهایی بکشم توکمکم میکنی!؟

_چییی؟؟؟؟!! من بیام این پسره خودشیفته و ککه و نچسب رو بکشم؟ عمرااا!!

باخنده گفتم:

چته بابا یکم دیگه لقب به داداش من بده تو چی کاربه اون داری توداری به من کمک میکنی!

_خب حالا تو ام !

ازکی کاروشروع کنیم؟

بلندشدم و رفتم لپشو یه ماچ گنده کردم!


romangram.com | @romangram_com