#ما_پنج_نفر_پارت_181


_برای کی؟!

_احسان!

_برای چی؟!

_تولدشه!

_بپکی خب یه حرفی که میزنی کامل بزن ادم باید عین مجرم ها حرف هارو اززیر زبونت بکشه بیرون!

_ایش زری میدونی که امروزنباید عصاب من رو بهم بریزیا همینطوریش چیز مرغی هستم.

_خب حالا میخوای چی کارکنی؟

_آخه اگه خودم میدونستم که نمی اومدم ازتوبپرسم.

درهمون موقع گوشیم زنگ خورد وعکس احسان افتاد روی صفحه گوشیم .

زهرا اومد روی صندلی کناری من نشست وگفت:

کیه؟!

_احسانه!

زهرایه لحظه چشمش به گوشیم افتاد وعکس احسان رو دید یدفعه بشکنی زد که ترسیدم.بهش گفتم:


romangram.com | @romangram_com