#ما_پنج_نفر_پارت_174
آخه قیافه دخترا خیلی باحال شده بود.
باخنده به سالن رفتیم و خودمونو پرت کردیم روی کاناپه.
لعیا:
بادیدن پسرا کپ کردیم و ازصدای شکستن خیلی ترسیدیم از خجالت نمیدونستیم چی کارکنیم.
برای همین با دو به سمت پله ها رفتیم و هممون خودمونو به اتاق ساغی که اول از همه بود رسوندیم و رفتیم تو اتاق.
زهرا:وای بچه ها اینا دیگه کجا بودن اصن کی اومدن چرا ما نفهمیدیم که اینا اومدن؟
.ساغر:نمیدونم من خودمم برام سواله
_بچه ها حالا چجوری بریم پایین من که از خجالت نمیتونم بهشون نگاه کنم!
سارا:دخترا با این حرفا چیزی درست نمیشه ماباید کاری کنیم که اونا بفهمن که کارشون خیلی زشت بوده.
_تو میگی چی کارکنیم؟
_ماکه تاابد که نمیتونیم توی اتاق بمونیم.
باید باهاشون روبرو شیم ولی وقتی رفتیم پایین خودمون رو عصبانی نشون میدیم که فک نکنن که ماازاین کارشون خوشمون اومده و بدون هیچ حرفی شاممونو می خوریم و میایم بالا بدون ذره ای توجه به اونا.
چطوره؟
همه باهم گفتیم :عااالیه
romangram.com | @romangram_com