#ما_پنج_نفر_پارت_173
بعد از چند حرکت بسیارزیبا ازجانب دخترا اون آهنگ ارامشبخش تموم شد و اون ها هم همدیگرو بغل کردن.
سارا:خب دیگه دخترا بریم بالا لباسامون و عوض کنیم و یه فکری هم به حال شام بکنیم.
دختراحرفشو تایید کردن.
وای اگه مارو میدیدن خیلی ضایع میشد!!!!
راهروتقریبا روبه روی راه پله هابود و دید داشت.
پس رو به پسرا آروم گفتم:
بچه ها بدوین بریم بیرون تا اینا مارو ندیدن .
امیر که کنار من وایساده بود عقب عقب رفت که ناگهان خورد به میزی که گلدون روش بود و گلدون افتاد و شکست.
وای بدتر ازاین نمیشه.
بعد از صدای شکستن دخترا جیغ خیلی خیلی بلندی کشیدن فقط تونستم دستم و روی گوشم بذارم که کر نشم.
دخترا بعد از جیغ بدون توجه به ما باعجله به سمت راه پله ها دویدن.
اوخی فک کنم خجالت کشیدن.
به پسرانگاه کردم اون ها هم داشتن همدیگرو نگاه میکردن که هممون با هم پقی زدیم زیر خنده.
romangram.com | @romangram_com