#ما_پنج_نفر_پارت_172
وقتی لعیا از اتاق اومد بیرون آهنگ دخی علیشمس شروع شد و لعیا شروع کرد به رقصیدن.
همون موقع در باز شد و آروین اومد تو .
باتعجب به ما که اون جا وایساده بودیم نگاه میکرد انگشتمو روی دماغم گذاشتم و به سالن اشاره کردم آروین هم گرفت که چی گفتم و اومد طرفمون.
لعیا داشت باباکرمی میرقصید یه کت آستین سه ربع سفید و یه نیم تنه مشکی و یه شلوارک تا پایین باسن لی چسبون پوشیده بود بعد از این که رقص لعیا تموم شد و اینا دوباره دست زدن و قربون صدقه هم رفتن همشون باهم پاشدن و رفتن توی اتاق. فکرکردیم رقصشون تموم شده خواستیم بریم توی سالن که در اتاقی که وسایلمونو توش گذاشته بودیم باز شد سریع به عقب برگشتیم.
دخترا دونه به دونه پشت سر هم با یه لباس کوتاه که نصف بیشتر بدنشون معلوم بود اومدن بیرون و
وسط سالن وایسادن .
ما رو بگی نزدیک بود فکامون بیفته زمین نمیدونستیم چی کار کنیم! نه میتونستیم بریم و نه میتونستیم نریم چون که دزدکی نگاه کردنشون کار خیلی نادرستیه.
لعیا رفت که آهنگ رو پلی کنه بعد از این که آهنگ شروع شد لعیا هم به جمعشون پیوست و دوبه دو پشت سرهم وایسادن سارا وزهرا جلو لعیا و ساغر هم پشتشون.
آهنگ آروم و بی کلام بود و اون هاهم بااهنگ دست و پاشون و خیلی نرم تکون میدادن.
تا حالا رقص باله دیده بودم ولی به قشنگی اینا نه.
واقعا فوقالعاده بود...یدفعه شنیدم صدای در اومد.
سرم و برگردوندم که ببینم کیه که دیدم امیره.
باتعجب اومد سمت ما.
نگاهش افتاد به دخترا و مثل همه ی ما حیرت زده شد.
romangram.com | @romangram_com