#ما_پنج_نفر_پارت_154

سالن و 2 تا اتاقهای پایین برای شما 4 تا اتاقهای بالا در اختیار ما..

صدای اعتراض پسرا در اومد..

ساغر: اگه ناراحتین خوش اومدین راه بازه و جاده دراز..

این و گفت و به سمت ویلا حرکت کرد و ما هم پشت سرش به سمت طبقه ی بالا حرکت کردیم.

بعد از چند دقیقه صدای پسرا در حالی که داشتن با غر غر وارد ویلا می شدن رو شنیدیم .

من هم چشمک پیروزی به سمت ساغر زدم و ساغر هم انگشت شصت و اشارشو به علامت پیروزی به هم گذاشت.

صدای سارا بلند شد:

بچه ها اینجا 4 تا اتاق داره ما هم که 5 نفریم چه کنیم؟؟

من:

سارا!! من و تو می ریم توی یه اتاق و ساغی و لعی و فاطی هم تک..

صدای اعتراض فاطمه بلند شد:

من که می خوام پیش عرفان جونم باشم!

_ ایششش تو هم با این عرفان جونت هر کاری دوست داری بکن..

بعد از مستقر شدن توی اتاقامون و عوض کردن لباس ها با بچه ها رفتیم پایین یه نگاه دقیق به ویلا انداختم یک اتاق کنار راه پله های سفید رنگ مارپیچ بود ...

romangram.com | @romangram_com