#ما_پنج_نفر_پارت_153


به پسر جماعت که نمی شه رو داد!! لعیا: با حرف دومت موافقم راستی یادم نبود عزرائیل هم فرشتس!!!!



_لعیاجان حتما پیش چشم پزشک یا یه دکتر مغز و اعصاب برو چون یا چشمات اشتباه می بینه که فرشته ی زیبای زمینی رو شبیه عزرائیل می بینه یا چشمهات درست می بینه و مغزت اشتباه پردازش می کنه...

لعیا هم که کم آورده بود ایشی گفت و روشو برگردوند.

من و بچه ها هم که از لحن ساغی و حرکت لعیا خندمون گرفته بود با خنده گفتیم اوکی ساغی بریم...

با هم به سمت پسرا رفتیم.

ساغر رو کرد به پسرا و گفت:

به چند شرط می ذارم بیاین بالا؟!! احسان: بگو ساغی زود باش که دارم از خستگی می میرم اگه شرطهات رو نتونستیم قبول کنیم می ریم هتل!!! ساغر بی تفاوت شونه ای بالا انداخت و گفت: هر جور راحتین!!!

خب شرط اول:

شما ها حق اومدن به طبقه ی بالا رو ندارید!

2:حق دختر آوردن توی ویلا رو ندارید!

3: باید خدمتتون عرض کنم که بالا 4 تا حمام داره که مخصوص ماست و شما حق استفاده ندارید حتی در مواقع ضروری..

و پایین 2 حمام داره..


romangram.com | @romangram_com