#ما_پنج_نفر_پارت_151
دم درویلا که رسیدیم ساراولعیاپریدندجلوی در!
سارا روبه پسرهاگفت
_ کجا؟کجا؟
پارساگفت:واساراحالت خوبه؟ویلادیگه!!
_داداش پارساشماحالت بدنشه؟میخوایین بیایین بین 5تادخترنازوخوشگل وملوس وجیگر....
آرسام پریدوسط حرفش وگفت:ساراخانوم شمایکم دیگه خودتون روتحویل بگیرین!
_معلومه که تحویل میگیرم فکرکردی منتظراجازه جنابعالی بودم؟؟
آرسام هم چیزی زیرلب گفت که ماهانشنیدیم وگرنه ساراخیلی خوب جوابشومیداد.
آروین گفت:عههه بی مزه نشیددیگه بذاریدبیاییم.
مامیریم طبقه ی پایین شماهم طبقه بالا کاری که به هم نداریم.
منم درجوابش گفتم:یهودیدی خدایی نکرده شبی نصفه شبی یهوشیطون گولتون زدو دست به کارایی که نبایدبزنید، زدید،هوم؟؟
ساغر که این چیزهااصلابراش مهم نبودخیلی ریلکس وایساده بودوبه کل کل های ماهرهرمیخندید.
درهمون موقع احسان گفت:
romangram.com | @romangram_com