#ما_پنج_نفر_پارت_131


-استاد کیانی؟

متفکر کیانی رو زمزمه کردم چ فامیل آشنایی.

بیخیالش.

دوباره صدای دختره اومد!

- آقا پارسا خواهش میکنم این دفعه رو ببخشید!

پسره برگشت سمت دختره وگفت:

_خانوم محترم فکرنمیکنم شما اجازه داشته باشین من رو به اسم کوچیک صداکنید.

چند بارپارساکیانی رو زیر لب زمزمه کردم .

باعجله به جلورفتم .

خداروشکر ماشینم کنار ماشین پارسا پارک شده بود.

کنارماشینم ایستادم و به پارسانگاه کردم.

آره درسته خودشه پارسا دوست دوران راهنمایی و اول دبیرستان.

باحیرت گفتم:پاارسا؟!


romangram.com | @romangram_com