#لرد_سوداگران_پارت_275

چطور این منبع رو از خودم دور کرده بودم

پرهام: میشه مارو هم اینطوری بغل کنی

_نه

رایان: عجب نامردیه

_عمته

رونیکا: اوه اوه این زبونش هیچ تغییری نکرده

_بتوچه روغن سوخته

یه بار دیگه جیغ بنفش کشید که همه گوشاشونو گرفتن

آزاده :مگه قرار نبود تو بری سرکار جیغ جیفو

کمک کردم ویدا رو مبل بشینه ،کنارش نشستم و لیوان شربتش و سر کشیدم

_آخیش چقدر خنک بود

ویدا: نوش جونت

رایان همراه رونیکا از خونه خارج شدن،پرهام کنارم نشست و دستش و رو شونم انداخت ،باورم نمیشد پرهام داییمه ولی مهم نبود، مهم این بود که منو اون تا اخر عمر رفیقیم

_یزدان کجاست!

_پی الواتی

برگشتم سمت ویدا که داشت خیره بهم نگاه میکرد

_ویدا خیلی چاقتر از قبل شدی

romangram.com | @romangram_com