#لرد_سوداگران_پارت_264
_چه جنگ تن به تنی
_این گلوله رو از کجا اوردی؟
_اکثر افرادی که اطرافم بودن با این گلوله کشته شدن از جمله افعی و منوچهر
_این گلوله ها رو پدرم خودش میسازه ،حکاکیشم دستیه
_استاد سرخ که مرده ،چطور ممکنه که این گلوله ها شلیک بشن!
_ممکنه زنده باشه ،هیچکس جسدش و پیدا نکرده
زیادی از همه چیز خبر داشت ولی بیشتر از این تعجب میکردم که میگه استاد سرخ زندست
_من سر ژاله رو برای کارلو اوردم
_چرا؟اون حتما میکشتت
_اگر استاد سرخ زنده باشه، میخوام انتقام مادرم و دخترم و ازش بگیرم ،میخوام الماسارو به کارلو نشون بدم
_چرا داری حماقت میکنی پسرم،وایسا ببینم مگه تو دختر داری؟
_دیگه ندارم
چشماش غمگین شد و دستام و گرفت. همدردی به کار من نمیومد
_میدونم عزیزم منم غم از دست دادن فرزند و همسر رو تجربه کردم ،درکت میکنم ولی این روشش نیست
_میخوام کارلو و پسرعموهاتون رو راضی کنم که با من همکاری کنن ،ده تا از الماسا رو هم بهشون میدم بابت این همکاری ؛اونا دقیق نمیدونن چقدر از اون الماسا مونده
کمی بهم خیره شد وبلندشد ازجاش
romangram.com | @romangram_com