#لرد_سوداگران_پارت_263

_این همه اطلاعات رو از کجا داری

_آتورا

_چطور؟

_منو اون خیلی باهم خوبیم

_استاد سپید کیه؟

_اون فقط یه عروسک بود تو دستای بابام اسمشم دهن پر کن بود وگرنه شرکای بابام ،پدر و مادر آتورا هستن

_باورم نمیشه ،ذهنم داره منفجر میشه

_بابام میخواست با لقب جدید خودش رو جوری نشون بده که تو مطیعش باشی و از پرهام محافظت کنی ولی انگار پرهام هم نتونسته بود ،اونقدرا راضیش کنه بجاش تو همونی بودی که میخواست و تا الان تمام کسایی که میخواست نابودشون کنی رو سر راهت قرار داد و تو هم به بهترین شکل ممکن انجام دادی

_چه کسایی؟

_ژاله مهمترینشونه

با شنیدن اسمش موجی از حس درد واز دست دادن از بدنم رد شد ،سرم و پایین انداختم تا درد عمیق قلبم و نبینه ،گلوله رو از تو جیبم دراوردم و رو میز گذاشتم

_این چیه؟

_چرا انقدر بهم ریختی عزیزم ،نمیخوای بدونی ژاله کیه؟

_بگو

_ژاله دختر استاد سپید دنبال انتقام از استاد سرخ بود ولی تو مانع بزرگی بودی ،من نمیدونم اون شب تو آتیش سوزی چیشد ولی همه منو آتورا رو مقصر میدونستن ولی حقیقت این بود که علیرضا ،ژاله و یکی از پسرعموهام به نام کارلو اون آتیش سوزی رو ترتیب داده بودن.

_کارلو کیه؟

_پسر عموهام همه دنبال انتقام از پدرمن چون بابام هر 6تا برادرش و تو یه مهمونی سوزوند

romangram.com | @romangram_com