#لرد_سوداگران_پارت_191
تو حال و هوای خودم بودم که صدای در خونه ای از پشت سرم اومد .برگشتم، مردی سراسیمه خودش و به خیابون رسوند و به اطراف نگاهی انداخت ،با عصبانیت فحش میداد و به کسی زنگ میزد ،بلند شدم و به ماشین تکیه دادم متوجه من شد و سریع به سمتم دویید ،ترسیده بود رنگ پریده تر از حد معمول بود و نگران، میشد تمام این حالات رو تو صورتش دید.
_اقا تروخدا کمکم کنید
_بله
_اقا من ماشینم خراب شده هر چیم تماس میگیرم آژانسی نیست ما رو برسونه بیمارستان
کمی نگاهش کردم ،الان از من میخواست چیکار کنم ترحم خرجش کنم یا ماشینم و دراختیارش بذارم .با صدای ناله ضعیفی مرد به سمت خونه دوباره دویید ،به همسرش نگاه کردم که بزور خودش و تو چارچوب نگه داشته بود شکمش از توپ بسکتبالم بزرگتر بود ،پس موقع زایمانش بود
دوباره مرد با التماس بهم خیره شد ،بدون هیچ فکری سرم و تکون دادم ،میتونستم تشخیص بدم از من سنش کمتر بود ،بزور سوار ماشین شدن .جلو نشستم تا جا داشته باشن زن از درد به خودش میپیچید از ایینه بغل متوجه حال بدش میشدم .راننده هر از گاهی به اونا نگاهی مینداخت بعدم به من.
_سرت به کارت باشه
_چشم اقا
صدای مرد از عقب اومد کمی سرم و به سمت عقب برگردوندم
_اقا نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم لطف بزرگی در حقم کردین ،نبودین نمیدونستم چیکار کنم
_خواهش
این تنها کلمه ای بود که میدونستم باید بگم، بیشتر از این بهم یاد نداده بودن ،من تعلیم دیده بودم که بشنوم تا هر صدایی رو خفه کنم نه که وراج باشم تا شکار شم.
تو محوطه بیمارستان پارک کردیم مرد سریع پرستارا رو اورد و زنشو با تخت بردن ،به ارومی پله ها رو بالا رفتم ،مرد رو صندلی نشسته بود و نگران با پاش رو زمین ضرب گرفته بود. یه جور حس کنجکاوی رو تو خودم حس میکردم، دوست داشتم بدونم چی به سرشون میاد .ادم صبوری بودم ولی خیلی طولانی به نظر میرسید پشت این در موندن.
با پرش مرد از رو صندلی سرم و بالا اوردم ،پرستاری چرخ شیشه ای رو جلوی مرد نگه داشت به موجود کوچیکی تو شیشه بود خیره شدم . یه لحظه حس کردم ضربان قلبم به کندی میزنه بجاش لذتی شیرین تو درونم موج میزد که باعث شوکه شدنم میشد .من تا حالا چنین حسی نداشتم ! ناخوداگاه بلند شدم و به سمتشون رفتم مرد متوجهم شد و اومد نزدیکم.
_اقا خیلی ممنونم ،ایشالا هر چی از خدا میخوایید بهتون بده همسرم و پسرم و نجات دادین ،به پاس تشکر ازتون هرکاری بخوایید میکنم
_چیزی نمیخوام
_حداقل اسمتون رو بگید بدونم به کی مدیون میمونم
romangram.com | @romangram_com