#لرد_سوداگران_پارت_181

برگشت سمتم و خیره شد تو چشمام ،بهش میومد ولی نه اونقدر که موهای بلندش جذاب بود

_اره خیلی خوشگل شدی این مدل هم بهت میاد

لبخند دندون نمایی زد و موهاش و صاف کرد ،دوباره برگشت سمت کمدم

_امشب چی میپوشی

_اون کت که لبه دودی داره دربیار لباس همرنگشم تو کاورشه

_چشم

تقه ای به در خورد منتظر شدم که یزدان تو چارچوب مشخص شد

_میبینم که هنوز جون به فرشته مرگ الهی ندادی،جلاد

_نه هنوز به کوری چشمت

_خب میبینم که دوباره همون مرداسی وگرنه شک میکردم کسی مخت و شست وشو داده باشه

با چشم و ابرو به ویدا اشاره میکرد ،خندم گرفت ویدا دست به کمر وایساده بود و نگاه میکرد به شاخ و شونه کشیدن یزدان

ویدا: چی گفتین؟

یزدان: من ؟من هیچی نگفتم باور کنید ،به جون همین مرداس خر جون

_خر جون خودتونید، نبینم به مرداس توهین کنید

_اوه اوه ماده شیرت بدجور قاطی کرده مرداس، زنا هم غیرت دارن؟

جیغ ویدا دراومد دمپاییشو به سمت یزدان پرت کرد ولی جا خالی داد ،یزدان یه نگاه به دماپایی که رو گلدون فرود اومده بود کرد بعد با چشمای درشت برگشت سمت ویدا، با انگشت به ویدا اول اشاره کرد بعد به خودش. چندبار اینکارو با دهن باز انجام داد که یعنی میخواست منو بزنه!

_الان این منو با دمپایی زد مری؟

romangram.com | @romangram_com