#لرد_سوداگران_پارت_174


_من هیچی نمیخورم

_با تو حرف نزدم

_خیلی بی ادبی مرداس

_آنا فهمیدی چی گفتم؟

_بله آقا چشم

ویدا: وقتی من نخوردم ننداز تقصیر آنا

_باشه اخراجش میکنم

آنا با چشمای مظلوم به ویدا که کنارم داشت میشست نگاه کرد ،نفس کلافه ای کشید و خودش و رو صندلی رها کرد

_باشه میخورم زورگو

_آنا یه مسکن بده من بخورم

آب که سر کشیدم معدم آتیش گرفت ،خم شدم رو میز و دوباره سرجام نشستم .دست ویدا رو شونم نشست،صداش از همیشه نگران تر به نظر میرسید

_مرداس چیشدی؟شکم خالی مگه آب و قرص میخورن؟چرا حواست به خودت نیست؟

به سختی دوباره بلند شدم پشتم و به ویدا کردم ولی نگاه سنگینش روم حس میکردم،تلفنم که داشت خودش و میکشت جواب دادم

_بله

_سلام مرداس جان حالت چطوره؟

_شما


romangram.com | @romangram_com