#لالایی_بیداری_پارت_344

گوشه ی لبم و گاز گرفتم سرم و بلند نکردم.
آیدین: بهم نگاه نمیکنی؟
قدرتم و جمع کردم و سرم و بلند کردم و خیره شدم بهش.
آیدین: چرا هر چی صدات کردم جواب ندادی؟
وقتی جواب نمیدم یعنی نمی خوام باهات حرف بزنم پیله میشی همینه دیگه. ولی نمیشد اصل مطلب و بهش بگم. دنبال یه چیزی بودم که کر شدن ناگهانی و عمدیم و توجیح کنه یهو تند از دهنم پرید.
من: داشتم آهنگ گوش می دادم نشنیدم.
یه ابروش و انداخت بالا و با یه لبخند کج گوشه ی لبش رو یه پاش تکیه داد و دستهاش و برد تو جیبش و یه نگاه خندون بهم انداخت و گفت: با بلوتوث آهنگ گوش میدی؟
گیج نگاش کردم. وقتی منظورش و فهمیدم اخمم بیشتر شد و چشم غره ای به لبخندش رفتم. بچه فضول. اصلاً من می خوام بی سیم آهنگ گوش بدم. تو ذهنم اجرا زنده می کنم به تو چه؟
از نگاهم خنده اش گرفت. لبهاش و جمع کرد تو دهنش و سرش و انداخت پایین تا جلوی خنده اشو بگیره. آروم که شد دوباره نگام کرد.
این بار جدی گفت: چند بار زنگ زدم. جوابم و ندادی.

romangram.com | @romangram_com