#لالایی_بیداری_پارت_290

قبل اینکه آیدین برگرده سمت صدا من سریع کله کردم ببینم کی داره صداش میکنه آخه صدای ظریف و ملوس یه دختر بود.
آیدینم برگشت سمت صدا. یه دختر ریزه میزه ی جمع و جور اون سمت جوب ایستاده بود و با تعجب و لبخند عمیق به آیدین نگاه میکرد.
دختره: آیدین تویی؟ اصلاً فکرشم نمیکردم اینجا ببینمت. ببینم این دختره کیه همراهته؟
برگشتم سمت آیدین ببینم عکس العملش چیه که دیدیم داره میاد بشینه روم سریع خودم و کشیدم ته صندلی که یه وقت له نشم.
با یه اخم غلیظ نشست تو ماشین و در و بست و بی تفاوت بدون کوچکترین نیم نگاهی به دختره به راننده گفت حرکت کنه.
آدرس و گفت و دیگه تا رسیدن به خونه یک کلام هم حرف نزد و اخمهاشم وا نکرد.
این دختره کی بود که این بدبخت و بهم ریخت؟ تازه داشت لبخند میزد و میخواست به منم یاد بده. اصلاً برام کلاس خنده گذاشته بود.
رسیدیم سر کوچه و پول و حساب کرد و پیاده شدیم.
یه قدم عقب تر از اون راه میومدم. اونقدر تو خودش بود که میترسیدم یهو برگرده بزنتم.
رسیدیم دم خونه. کلید انداخت و بی حرف رفت تو و منم دنبالش. جلوی در خونه سر به زیر یه تشکر کردم.

romangram.com | @romangram_com