#کریشنا_پارت_213
هاران گفت :
- ما هنوز خون آدريان رو امتحان نکرديم .
آيدن اما به فکر فرو رفت . رزا را به ياد آورد که با سلاح اينچنيني زخمي شده بود . زخمي که او به عنوان خون آشام هم نتوانست از
ان نجات پيدا کند . اگر خون آدريان مي توانست او را از مرگ نجات دهد ، هرگز کار رزا به مبدل شدن به يک مالتس نمي کشيد . در
واقع تنها راه زنده ماندنش خون تکشاخ و تبديل شدن بود . با ترديد گفت :
- مي تونيم ... خون تکشاخ رو امتحان کنيم .
رزالين گفت :
- چي ؟
- اون به يه مالتس بدل ميشه اما نمي ميره ...
آگوستا گفت :
- نه .. نمي تونيم ... عادلانه نيست .. به چه قيمتي؟
- مي دونم از اين راه .. زنده نمي مونه و اما دست کم نمي ميره .. به عنوان يه مالتس برادرت باقي مي مونه رزالين ...
رزالين با انزجار گفت :
- ترجيح مي دم همين الان با دستاي خودم زنده زنده خاکش کنم تا اينکه بذارم اون به عنوان يه مالتس روي زمين راه بره . ترجيح مي
دم بميره ... مطمئنم خودش هم همن رو ترجيح ميده .
آيدن با حيرت گفت :
- اگه زندگي به عنوان يه مالتس اينقدر بده .. اگه اينقدر نفرت انگيزه .. ميشه بگين شما چجوري توي جبهه آدريانين ...
هاران پاسخ داد :
- هيچ کس از اينکه آدريان يه مالتسه خوشحال نيست ... اما چاره اي نداريم ... سالار ميگه فقط آدريانه که مي تونه ما رو به هدفمون
برسونه .. در ضمن آدريان در کنترل انگيزه ها و غرايزش عالي عمل کرده ... هيچ کس نمي تونه مثل اون خودش رو تحت کنترل در
بياره ..
- يعني شما به آدريان اعتماد کردين ... اونم به عنوان يه مالتس که يک بار مردمش رو سر غرورش به کشتن داده ... بهش اعتماد کردين
صرفا به خاطر يه پيشگويي مسخره که سالار گفته ؟
romangram.com | @romangram_com