#کوه_پنهان_پارت_340

مریم هم واقعا زیبا شده بود .. یه کت و دامن سفید مشکی پوشیده بود و با ارایش نقره ی ملایمی که روی صورتش بود .. واقعا زیبا شده بود .. اما رعنا ارایش صورتی رنگ بود و بیشتر خودش و نشون میداد .. مخصوصا که یه کت و شلوار صورتی کثیف هم به تن داشت که به پوست سفیدش خیلی نما داده بود .

موهای هردو هم به صورت باز و جمع شینیون شده بود .

اما من خیالم راحت بود ، چون به ارایشگر تاکید زیادی کرده بودم که ارایشم حتما ملایم باشه .

ولی وقتی به خودم نگاه کردم .. در کمال تعجب دیدم که کار زیادی روی چشمام انجام داده بود .. تازه معنی ریز خندیدن های مریم و رعنا رو فهمیدم .

به محض اینکه دهان باز کردم تا اعتراض کنم که ارایشگر به حرف اومد :

_ میدونم عزیزم ... ولی هر کاری که کردم نتونستم از چشمای رنگیت بگذرم .. تازه خیلی سعی کردم محو باشه ... ولی نگاه کن تورو خدا محشر شدی ..

دوباره نگاه کردم .. راست میگفت واقعا زیبا شده بودم .. چشمام کشیده تر نشون میداد .. گونه ها و رژمو قرمز محوی کرده بود ..

ل*بخندی از سر رضایت زدم .. ارایشگر هم که از رضایت هم مطمئن شده بود ..تا اومدن بهنود ، از کار خودش و صورت بی نقص من ! تعریف کرد ..

مریم و رعنا زودتر از من خارج شدن .. به سمت پیمان و بابک که برای مهمونی خودشو رسونده بود ، رفتن .

منم شال شیریمو سر کردمو به سمت در خروجی رفتم .. وقتی که خارج شدم اول بهنود و دیدم که تکیه به چهار چوب داده بود و به راه پله نگاه میکرد .

ل*بخندی بهش پاشیدم و محو تیپش شدم ..

عزیز دلم ، یه کت و شلوار مشکی و بلوز سفید پوشیده بود و کراوات صدفی زده بود .

موهاشم به بالا شونه زده بود ..

اونم با ل*بخند محو ارزیابی من بود ظاهرا !! با همون ل*بخند به سمتش رفتم .

_ سلام به اقای خوش تیپ خودم .

دستمو گرفت و کشید سمت خودش .

بهنود _ سلام به عسل بانوی خودم .. کم دل*بر شدی که حالا دل*بریم میکنی ؟!!

_ دارم همسرداری میکنم اقا !!

بهنود _ الهی من فدای این همسر داریت بشم عروسک .

_ خدا نکنه !

بهنود _ بریم ؟!!

_ اهووم .

با انگشت به دماغم ضربه زد

بهنود _ دیگه تا اطلاع ثانوی ل*باتو اون جوری نکن .. وگرنه من اصلا امشب و تضمین نمیکنم !!

با خنده یه مشت به بازوش کوبیدم .

_ بهنـــــــ ـود ؟!!

بهنود _ حان دلِ بهنود .. تازه تا اطلاع ثانوی منو این جوری صدا نمیکنی خانم .. وگرنه تضمین ...

نذاشتم ادامه بده ..

romangram.com | @romangram_com