#کوه_پنهان_پارت_329
به ساعت ماشین که نگاه کردم دیدم یک ساعتی هست که اونجا نشستم ..
باز هم بدون کوچکترین حرفی نشست .. ماشین و روشن کرد و راه افتاد .
حتی ازم نپرسید که ایا مدارک و دیدم .. یا تحویل مدرسه دادم یانه ؟!!
واقعا این کم محلی حقم بود .. اینکه میخواستم حرفم و از نگاهم .. از اعمالم بخونن کار خیلی عجیبی بود .. کار سختی بود ..
برای منم سخت بود گفتن خیلی چیزها ..
چرا نمیفهمید که برای من سخته که نگاه کنم توی چشمای منصور مهربونم و بگم که نمیخوام باهات زندگی کنم .. بگم همه ی تصمیمات من مال وقتی بود که بهنود و نداشتم ..
که حالا که دارمش دیگه تو رو نمیخوام .. بهنود برام مهمتره .. برام عزیزتره ..
که من بهنود و دوست دارم .. ولی برای تو فقط احترام قائلم ..
برای بچه هام هم عزیزتره !!! که بچه های منم با افتخار به دوستاشون میگن این پدرمون .. ولی شاید تو رو ، به عنوان پدرخودشون قبول نکنن ..
اصلا مگه میشد .. مگه من میتونستم به حرف بگم این چیزها رو ، که حالا به خاطر نگفتنش دارم تنبیه میشم .
اینقدر فکر کردم که حتی متوجه نشدم بهنود ماشین رو توی پارکینگ خونه اورد ..
از ماشین پیاده شدم و به سمت ساختمان رفتم ..
سرو صداهایی که از داخل میومد نشون میداد که ظاهرا همگی بیدار هستن .. کمی پشت در مکث کردم و در و باز کردم ..
به سمت صدا که از اشپزخونه بود حرکت کردم و یه سلام کوتاه به همه کردم .
پدرجون _ سلام دخترم .. خوبی .. همتا رو بردی ؟!!
_ بله پدر جون .
همراز و از مریم گرفتمو در آ*غ*و*ش کشیدم و به گلایه های کودکانه اش گوش میدادم که صدای بهنود رو از پشت سرم شنیدم ..
بهنود _ سلام بر همگی .
هیچ وقت توی ناراحتی هاش هم حتی ، بی احترامی نمیکرد .. همراز اهسته از ب*غ*لم گرفت و ب*و*سید .
با محبتش به همراز حسرت و دوباره توی دل من کاشت .
بعد هم با اشاره ی پیمان به همراهش بیرون رفتن .
نفسی تاز کردمو خودمو با چای شیرین شدم مشغول نشون دادم .
پدرجون _ سارا جان ، پدرو مادر پیمان دارن برمیگردن .. به زودی میرسن .. به سلامتی که یه عروسی هم در پیش داریم .. ما هم باید برگردیم تا تدراکات پذیرایی از مهمانانمون رو فراهم کنیم .
یه ل*بخند به مریم خجالتی و سر به زیر زدم ..
واقعا براش خوشحال بودم ..
اما این حرف از رفتن ها تنم و میلرزوند .. میدونستم که هزار نگفته پشت خودش داره .
پدرجون _ به خاطر همین با منصور تماس گرفتم که همین امروز قرار عقد رو برای فردا بگذاره ..
romangram.com | @romangram_com