#کوه_پنهان_پارت_321


مردی که کنار خانم اکبری ایستاده بود سریع دستشو به سمت بهنود دراز کرد و در

همین حین خودش و معرفی کرد : سلام من جورابلو هستم همسر خانم اکبری .

بهنودم باهاش دست داد و ابراز خوشبختی کرد ..

خانم اکبری با کمی هیجان که توی صداش کاملا مشخص بود ، رو به بهنود گفت :

اکبری _ اِ مشتاق دیدارتون بودیم اقای دکتـــ ـر!!!

بعد هم انگار از چیزی مطمئن نباشه ادامه داد:

خانم اکبری _ پزشک هستین دیگه ؟!!

بهنود _ بله درسته

معلوم بود کمی تعجب کرده .

اکبری _ همتا جون گفته بود که پدرش پزشکه .. و خارج از کشور فعالیت میکنه .. اما نگفته بود که برگشتین ..

چشمای من قد توپ پینگ پونگ گشاد شده بود .. برای همین مجبور شدم سرم و پایین بگیرم و نگاهم و به کفش های پاشنه دار خانم اکبری بدوزم ..

بهنود هم که انگار با دمش گردو میشکست . غرق در شادی بود .. اینو هم از لحن کلامش و هم از فشار دستاش میتونستم حس کنم ..

بهنود _ بله خانم چون تازه برگشتم .

خانم اکبریم انگار خیلی وقت بود که منتظر بهنود بود که ول نمیکرد ..

خانم اکبری _ بله درسته .. چون چند روز پیش که ازش خواستم از شما بخواد برای معرفی مشاغل تشریف بیارین .. پکر شد و گفت که نیستین .. حالا ایشالله بعدا تشریف میارین دیگه ؟!

بهنود _ فعلا که الان وضعیت دخترم اینطوریه .. تا ببینم چی پیش خواهد اومد .

خانم اکبری میخواست ادامه بده که سریع اقای جورابلو میان کلامش اومد و با معرفی مرد مرموزِ ساکت ، به همسرش اجازه صحبت بیشتر و نداد :

جورابلو _ ایشونم اقای جوادی هستن ..

با کمی مکث ادامه داد ..

_ متاسفانه ایشون با دخترتون تصادف کردن ..

پس حدسم درست بود .. خودش بود .

مرد هم سرشو پایین انداخت و با صدایی که به سختی میشد شنید رو به بهنود گفت :

جوادی _ ببخشید اقا .. به خدا من نمیخواستم این طوری بشه .. خیلیم مراقب بودم به خدا .. ولی دخترتون خودش یه دفعه اومد جلوی ماشین .. من متاسفم واقعا"

بهنود دستاشو به سمت اقای جوادی دراز کرد و باهاش دست داد ..

بهنود _ میدونم اقای جوادی .. شما مقصر نبودین .. به خصوص اینکه سرعت ماشنتون هم پایین بود که خوشبختانه ضربه ی جبران ناپذیری به دختر ما وارد نشده ..

بعد هم روبه خانم مهدوی که با ل*بخند محوی نگاهش میکرد ادامه داد :

بهنود _ مقصر مسئولین مدرسه هستن که دختر منو بدون اینکه از امدن سرویسش مطمئن باشن به بیرون فرستادن ..


romangram.com | @romangram_com