#کوه_پنهان_پارت_234
چیزهایی که نباید میدیمو .. ولی دیدم .
حرفهایی که یه روزایی ارزوی شنیدنشو داشتم .. اما حالا باعث عذابم میشد ..
حرفهایی که نوش دارو بود پس از مرگ سهراب ..
*سلام سارا کجایی ؟ *
* سارا جان چرا گوشیت و جواب نمیدی عزیزم ؟*
* سارا عزیزم میدونم ناراحتی .. ولی خواهش میکنم گوشیو بردار تا برات توضیح بدم *
* لطفا گوشی و بردار .. *
* باز کن درو عزیزکم .. من پشت درم .*
*باز کن وگرنه از دیوار میام تو ..*
* سارا کجایی ؟؟؟؟؟*
* اخه لعنتی ... اونطوری نیست که تو فکر میکنی .. بذار برات توضیح بدم .. *
* سارای من .. عزیزدلم بهم اجازه بده .. من نمیخواستم این اتفاق بیوفته .*
* من طلاقت نمیدم .. اینو به اون پدرشوهر سنگ دلتم بگو .. *
* لعنتی جواب بده .. بگو کدوم گوری هستی ؟!*
* سارا .. اخه تو که لجباز نبودی !! چرا داری اذیتم میکنی .*
* زندگیه من برگرد ... خواهش میکنم . *
* سارا به جان دخترامون قسمت میدم جواب بده .. *
* من احمق فقط داشتم سعی میکردم زندگیمون و درست کنم .. نمیدونم چرا اینجوری شد .*
* سارا جان .. عمرم .. خواهش میکنم خودت به بابا بگو که پشیمون شدی ..
سارا خواهش میکنم بهم فرصت بده جبران کنم ..*
* سارا من نمیذارم از دستم بری ..*
همین ..
همه ی عشقش .. همه ی دوست دارم هاش مالِ یه هفته بود ..
الان خوشحالم که همه ی حرفهاش و الان شنیدم ..
حالا دیگه میدونم .. همه ی ابراز علاقه اش از روی عادت بود .. نه عشق !!
وقتیکه نمیدونستم ..
بازم با تمام وجودم از شنیدن خبر رفتنش نابود شدم ..
حالا دیگه میتونستم .. همه ی خاطراتشو دست فراموشی بدم !!
romangram.com | @romangram_com