#کوه_پنهان_پارت_192

_ من همیشه به یادشم .. همتا نمیذاره از یادش برم ..

و با یه بغض ناخواسته توی گلوم که باعث لرزش صدام شده بود ، ادامه دادم ..

_ اما هر وقت غمگینم حسرت نداشتنش و میکشم ..

پیمان _ خوش به حال اشکان .. حتما خیلی خوشحاله که خواهری مثل تو داره ..

یه ل*بخند تلخ روی ل*بم نشست ..

چند دقیقه ای سکوت بینمون برقرار شد .. پیمانم ساکت بود .. گذاشته بود من توی سکوت خاطراتمو مرور کنم .. اما من امشب دلم میخواست .. حرف بزنم .. دلم میخواست بگم از خاطراتی که با اشکان توی شمال داشتم ..

خاطراتی که با اولین اکسیژن های شرجی به ذهنم هجوم اورده بود ..و درد بی کسی رو برام یاد اوری کرده بود ..

پی گفتم بدون مقدمه گفتم .. بدون توجه به لرزش صدام گفتم ..

_ یه بار با اشکان و دوستای دانشگاهش اومدیم شمال .. همه شون بزرگ بودن و من کوچولو .. اصلا دوست نداشت بدون من جایی بره !!

اول دبیرستان بودم و اما هر کدوم که منو میدیدن یه بار لپامو میکشیدن و میگفتن چطوری جوجو ..

از بس که این اشکان بهم گفته بود جوجو ..

اینقدر این کارو کردن که منم براشون نقشه کشیدم .. باید حالشون و میگرفتم دیگه ..

یه شب وقتی که خوابیده بودن .. یه بلوز شلوار سفید پوشیدم و یه ملافه ی سفیدم که با سس قرمز اغشتش کرده بودم ، انداختم روی سرم ..

از شانسم اونشب بارونم میومد و به بازیم هیجان بیشتری میداد ..

با همون ظاهر توی اتاق دخترا رفتم و جیغ کشیدم .. دخترا هم از خواب بیدار شدن با دیدن من تا میتونستن جیغ کشیدن .. بعدش هم وارد اتاق پسرا شدم ..

اونا هم تحت تاثیر جیغ دخترا ترسیده بودن .. پا به فرار گذاشتن ..

با یاد اوری اون روز در میان بغضم یه خنده کردم ..

یه دفعه صدای خنده ی پیمان بلند شد ..

پیمان _ شوخی میکنی ؟!!

سرمو به نشونه ی نه تکون دادم ..

_ باید میدیشون دخترا چسبیده بودن به همدیگه .. پسرا هم هی به هم میخوردن ..

با دیدنشون دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم .. بلند خندیدم و ملافه رو از سرم برداشتم ..

بعد از دیدنم تا چند دقیقه ای همه ساکت بودن ..

اولین نفری که به سمتم خیز برداشت اشکان بود .. منم که از قبل اماده ی فرار بودم ، در رفتم .. توی ساحل عین موش از دست همشون فرار میکردم .. همه گی به خونم تشنه بودن ..

پیمان که هنوز داشت میخندید .. گفت :

_ بعدش چیکارت کردن ..

_ هیچی دیگه .. اونشب برام جشن پتو گرفتن تنبیه هم کنن ..

پیمان هنوز میخندید.

romangram.com | @romangram_com