#کوه_پنهان_پارت_179


هر چه قدر که توی این چند سال برای تربیتشون زحمت کشیدم .. با اومدن بهنود و پیمان به فنا رفت .. والا.

همراز داشت به کمک همتا برای بهنود و پیمان شعر میخوند .. همتا اولش و میگفت .. همرازم ادامه ش میداد.. و پدر و عموش و غرق ل*ذ*ت میکرد ..

منم غرق افکار خودم شدم .. همش به خودم میگفتم توی ویلا رفتارم با بهنود باید چطوری باشه .. یعنی میتونستم مثل یه همسر باهاش رفتار کنم ..

دلم میخواست این طوری باشه ..

اما عقلم نمیپذیرفت .. همش نهیب میزد اولین ابراز علاقه باید از جانب بهنود باشه .. نه من ؟!

تازه اگر بهنود جلوی همه پسم بزنه .. دیگه چیزی از من باقی نمیمونه ..

با یاد اوری حوری جون ارزو کردم از اومدنشون پشیمون بشن .. با این امید از پیمان سراغشون و گرفتم ..

پیمانم که معلوم بود به منظور من پی برده با یه لحن سرخوشی پاسخ داد پیمان _ نگران نباش اونا با سوری جون و اقای وحیدی توی پلیس راه منتظرمون هستن ..

.. بهنودم با ل*بخند از توی ایینه نگاهم میکرد ..

با شنیدن این جمله .. اه از نهادم خارج شد ..

ناخداگاه اخمی روی پیشونیم نشست ..که از چشمای تیز بین بهنود دور نموند .

و باعث قه قهه ی بلندش شد ..

پیمانم که نزده میر*ق*صید .. بنابراین اونم بلند خندید ..

این دوتا وروجک منم با کنجکاوی نگاهشون میکردن ..

از خنده ی اونا منم خنده م گرفت .. ولی دیگه بهشون توجه نکردم ..

به این فکر کردم که وقتی رسیدیم یه جوری ماشینشون و خراب کنم تا نتونن همراهمون بیان ..

اما با کمی فکر فهمیدم که راه حل مناسبی نیست .. چون احتمالا این پسره ، مت میموند و ماشین خراب !!!

بقیه هم با ماشین ما یا پدر جون میان ..

حتی فکر کردن به همسفر شدن با حوری جون هم مو رو بر تنم سیخ میکرد .

وقتی که رسیدیم .. از دور دیدمشون .. از ماشین پیاده شده بودن و در حال صحبت کردن بودن .. تنها فرد توی چشم حاضر در جمع ، این مت ندید بدید بود!!!!

که یه بلوز استین حلقه ای سفید پوشیده بود با یه شلوار کوتاه سفید ..

اینقدر بدم میاد از ادمایی که جاده ی شمال و با ساحل اشتباه میگیرن ..

ال*بته با اسپرت پوشیدن اصلا مشکلی نداشتم ..

مثلا بهنود و پیمان هر کدوم یه تیشرت استین کوتاه پوشیده بودن .. با شلوار مشکی که ب*غ*لش خط های سفید داشت ..

منم یه شلوار بگ سفید پوشیده بودم با مانتو کوتاه شیری و شال سفید ..

ولی دیگه ل*خ*ت نشده بودیم ..

با اکراه کامل از ماشین پیاده شدم تا مراتب عرض ادبم و به جا بیارم ..


romangram.com | @romangram_com