#کوچ_غریبانه_پارت_252
جوابی ندادم و سرگرم تماشای بیرون شدم.این بار گفت:
-خدا به داد برسه از نوع حادشه!
طاقت نیاوردم.
-شوخ طبع شدین،کمال همنشین درتون اثر کرده؟
-کمال که چه عرض کنم،اما هیبتش آره اثر کرده؛چه جورم.نمی بینی از ترس چه طور عبد و عبید شدم؟
با حرص گفتم:
-راست می گن مردا همه شون سر و ته یه کرباسن.منو بگو دلمو خوش کرده بودم که این یکی یه تافتۀ جدا بافته ست.
متوجۀ عکس العملش نشدم،چون نگاهش نمی کردم،فقط دیدم که به جای هر جوابی رادیوی ماشین را روشن کرد.خواننده صدای دلنشینی داشت و یکی از تصنیف های معروفش را می خواند.
جلوۀ زندگی را در چشم هم می دیدیم
romangram.com | @romangram_com