#ضربه_نهایی_پارت_58
این دختر برات اامشب شب خوبی رو می سازه!!
سراج خود را از زیر دست دختر عقب کشید بلند شد ایستاد وخطاب به خالدخیلی جدی گفت
-شک ندارم همینطوره!!!!
سپس نیم نگاهی به سمت دخترک که محو تماشایش شده بود انداخت وبه سمت در جلو رفت
دختر همراه او وراشید پشت انها از اتاق خارج شدند
هنگامیکه خانه رسیدند.
قبل از اینکه سراج حرفی بزند دختر درکمتر ازچند ثانیه خودرا دراغوش سراج او ساخت وخمارلب زد
- تو خیلی جذابی ..خیلی سکسی هستی ومن خوشحالم امشبم رو باتو می گذرونم
سراج فشاری به کمرش وارد کرد
هنگامیکه خانه رسیدند.
قبل از اینکه سراج حرفی بزند دختر درکمتر ازچند ثانیه خودرا دراغوش سراج او ساخت وخمارلب زد
- تو خیلی جذابی ..خیلی سکسی هسی ومن خوشحالم امشبم رو باتو می گذرونم
سراج فشاری به کمرش وارد کرد وصدای اهی از دهان دخترک خارج شد
سراج لب زد
-هنوز مونده تاصدای اهت دربیاد!!
دخترک باشنیدن این جمله کمتر ازچند ثانیه روی پنجه ی پاهایش بلند شد ولبانش را روی لب سراج قرار داد ومشغول مکیدن شد
ودرهمان حین خیلی ماهرانه دکمه های لباس سراج را باز کرد وپیراهن او را از تنش دراورد .
با دیدن شکم شش تکه ی او وسر سینه های پهنش شهوت کل وجودش را در برگرفت .
دستش را نوازشگونه روی کمر سراج کشید ولب هایش را از لب او تا گونه واز گونه تا گردنش کشید.سراج که از این پیشکش بدش
romangram.com | @romangram_com