#ضربه_نهایی_پارت_488

کرد و در دل اعتراف کرد این مرد از او هم کله خراب ترست !!!
با تکان مرد سرش را جدا کرد .
سپس صدای خونسرد اوراشنید
_از موتور پیاده شو ..یه گوشه واستا وحرکت نکن !!
سعیم نکن شیون ومویه کنی که اصلا
تو بازی که امروز یهو واردش شدم حوصله ی این تیکه ش رو ندارم !!
یسنا که هنوز ضربان قلبش کمی بالا بود
به کنایه ی او
تاک ابرویی بالا انداخت و خنده ای در دل کرد !!
سپس بدون کلمه ای حرف از موتور پیاده شده و به سمت تیر چراغ برق رفت . به آن تکیه زد تا به قول ان مرد بازی راه افتاده را با
هیجان تماشا کند !!
از موتور پیاده شد و کلاه کاسکت خود را از سر بیرون کشید
_هی مردیکه ی پفیوز ننه به خطا...
صدای دشنام بلند مرد ترک نشین موتور سوار ،
با برخورد محکم کلاه کاسکت با صورتش تبدیل به فریادی پردرد شد !!
همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد
قبل از اینکه راننده ی موتور سوار به خود بیاید و بخواهد عکس العملی نشان دهد طاها با چند قدم بلند خود را به او رساند ومشت
محکمش روی چشم راستش نشست . شدت ضرب دستش چنان بالا بود که موتور واژگون شد!!
یسنا هیجان زده سوتی کشید
ضربه نهایی

romangram.com | @romangram_com