#ضربه_نهایی_پارت_220
از ون سبقت گرفت و بعد از طی مسافت تقریبا سه کیلومتر به جاده ی مورد نظر رسید .
تا ده دقیقه دیگر تمام دوربین های جاده حک می شد و تا پانزده دقیقه از کار میفتاد .
از سرعت ماشین کم کرد وسیگاری آتش زد و هنوز آخرین پک را به سیگار خود نزده بود که از آینه ون رادید که به ماشین او نزدیک
میشد
سیگار خود را بیرون انداخت ودود سیگار را از دهان بیرون فرستاد.
خشاب اسلحه را چک کرد و به ساعت خود نگاهی انداخت .همه چیز تا الان مطابق با خواسته اش بود .
با قرار گرفتن ون مذبور در کنار ون خود کمی از سرعت خود کم کرد وچون مقداری عقب افتاد پای خود را روی گاز فشرد وبا سرعت
به پشت ون کوبید .
ماشین برای لحظه ای تعادل خودرا ازدست داد وکنترل ماشین برای ثانیه ای از دست راننده خارج شد
سراج از این موقعیت بهترین استفاده را کرد .
برای محض اطمینان نقاب مشکی اش را به صورت زد
و ماشین خود را به ون چسباند .
نگاه خشمگین هرسه مرد به سمت ماشین او چرخید .
سراج بدون هراس وتردید شانه ی راننده را هدف قرار داد وشلیک کرد .
صدای نعره ی مرد همراه با جیغ وفریاد دختر ها سکوت شب را شکاند .
مردی که کنار راننده نشسته بود باسرعت خم شد وفرمان را به دست گرفت ومرد سوم بلافاصله اسلحه ی خود را به دست گرفت
ومشغول تیراندازی شد .
سراج باردیگر ماشین خود را به ون کوباند واین بار فرمان از دست مرد کنار ی راننده کامل خارج شد و ون با سرعت بالایی که داشت به
گاردریل برخورد کرد.
romangram.com | @romangram_com