#ضربه_نهایی_پارت_196

صدای فریاد وقیل وداد وحشت زده ی دخترها در کمتر از یک ثانیه سکوت شب را شکاند .
سراج سر قایق ران فریاد محکمی کشید که قایق را نگه دارد و خود بلافاصله به سمت رودخانه شیرجه رفت وخود را به اب زد.
قایقران با سرعت نور چراغ قوه ی پلیسی خود را به سطح آب انداخت و تا حدودی آن قسمت از آب را روشن کرد
دختر را دید که چون تخته پاره ای ضعیف در مسیر آب خروشان بود و سراج که با مهارت از پشت اوشنا می کرد .
هرچه دخترک از آن ها دورتر میشد صدای گریه وشیون دختر ها بیشتر در کابین قایق می پیچید .
نگاه خود را از آن ها جدا کرد
وبلافاصله پیراهن خود را از تن کند وقایق را روشن کرد تا اگر سراج نتوانست دخترک را بگیرد او هم دست بکار شود .
هرچند که از همان شیرجه ی ماهرانه ی سراج به آب متوجه مهارت او در شنا شده بود .
دقایق طولانی که گذشت سراج برای لحظه ای کوتاه روی آب امد . ریه هایش را پر از هوا کرد وبلافاصله مجدادا زیر آب رفت و بی
توجه به دردی که در بازوها وساق پاهایش پیچیده بود با قدرت بیشتری به سمت سرمه که دیگر فاصله ی چندانی با او نداشت شناکرد .
جسم بیهوش او روی سطح اب شناور بود
به سرمه که رسید بلافاصله از زیر بغل او گرفت وبه سمت خودش کشاند واو را به خود چسباند ونگران نامش را زمزمه کرد وچون
جوابی نشنید اورا بیشتر به خود فشرد وکنار صورت یخ زده اش با لحنی تند لب زد
_طاقت بیار من نمی زارم اتفاقی برات بیفته دزد کوچولو
باید هرچه سریع تر آب را از ریه های سرمه خارج می کرد و سرمه را بهوش میاورد.
دستش را بلند کرد وآن را برای مرد که نور را در ان قسمت انداخته بود تکان داد و صدای روشن شدن قایق را بلافاصله شنید .
قایق ایستاد ومرد قایقران به سراج کمک کرد وجسم بی جان سرمه را از آب بیرون کشیدند وروی سطح قایق گذاشت
سراج بلافاصله خود را داخل قایق انداخت و روی سرمه خیمه زد .
موهای بلند ومواجش روی صورت سفید رنگش پخش شده بود .
بی توجه به گریه ی دخترها موهای اورا به کناری زد

romangram.com | @romangram_com