#ضربه_نهایی_پارت_192

اینجا چه خبره !!این دختر بچه ها اینجا چیکار می کنن!!!
لحظه ای سارا را درمیان آن ها تصور کرد
واحساس کرد از شدت خشم خون به مغزش نمی رسد.

دیدن این منظره چنان قلبش را به درد اورد که خویشتن داری خود را از دست داد وبه سمت سراج که با اخم اورا تماشا می کرد یورش
برد ودر چند قدم بزرگ خود را به اورساند .
تمام قدرتی که برایش مانده بود را به دستانش داد وان را محکم به سینه ی سراج کوباند .
شدت ضربه به حدی زیاد وناگهانی بود که سراج قدمی عقب رفت
سرمه در آن لحظه شباهت زیادی به یک شیر خشمگین ماده داشت که دلش می خواست حریفش را شرحه شرحه کند
صدای فریاد گونه اش مانند غرشی بود که لحظه ای سکوت ساحل را شکاند
_تو ..تو ..یک عوضی بی شرف هستی
تو ی حرومزاده دیگه چه جونوری هستی!!!
یعنی پول تا این حد چشم هات رو کور کرده که حتی نمی تونی ببینی بعضی از این دخترها حتی به بلوغ هم نرسیدن !!!
سری تکان داد وبا خشم بیشتری فریاد کشید
_مطمنی تو یک ایرانی هستی وخون یک ایرانی تو رگهات به جای آب جاریه !!
جمله اش که تمام شد آب دهانش را جمع کرد ومحکم جلوی پاهای او روی شن پرتاب کرد وغرید
_تف به غیرت وشرف تو
خودت رو ناموست رو چند فروختی هان!!
سراج با خشم ودریک حرکت بازوی اورا گرفت وبه سمت خود جلو کشید وسرمه محکم باسینه اش برخورد کرد
_اگر یک کلمه دیگر حرف بزنی تو همین ساحل دفنت می کنم !!!

romangram.com | @romangram_com