#ضربه_نهایی_پارت_151

سوزش پوست سرسینه وگلویش او را به خود اورد .
در یک تصمیم انی خم شد وگوش او را به دندان گرفت وبا تمام نیرویی که برایش مانده بود به شدت ان را گاز رفت .
حالا دیگر دهانش کاملا مزه ی خون می داد وصدای عربده ی گوش خراش باربد شیشه های ماشین را لرزاند.
با حس درد وسوزش شدید در گلویش ناخواسته گوش او را رها کرد
سرش راعقب کشید وتکه ای از گوشت گوش او را که کنده بود همراه باخون به بیرون تف کرد .
او هم گلویش را گاز گرفته بود تا رهایش کند
جنون آنی به باربد دست داده بود
چند ضربه پی درپی ومحکم به صورتش کوبیده شد.
- دختره ی هرزه ..تو چه گهی خوردی!!
خشن دوست داری؟ پس منم خشنش می کنم
همزمان با گفتن این جمله دستش را جلو برد .خشم قدرتش را مضاعف کرده بود.
یقیه ی مانتوی سرمه را گرفت ..سرمه به سمت جلو کشیده شد
باربد از هردوطرف مانتو کشید وهمزمان با مانتو پیراهن سرمه هم از دوطرف جر خورد.
خون از بینی ودهان سرمه به شدت فوران می زد ..باپشت دست خون لب وبینی اش را پاک کرد ونگاه بی پناهش را در اطراف کابین
ماشین چرخاند
باربد نگاهی به سینه های سفید او که با شدت بالا وپایین می رفت انداخت ریشخندی زد وگفت
-اوخی ترسیدی؟
دستش را به سمت سینه ی سرمه برد ودست سرمه بلافاصله روی مچ دستش نشست
باربد نگاهی به دست او انداخت وخنده ای کریه کرد ..
نگاه هراسان سرمه روی صورت اولحظه ای ثابت ماند

romangram.com | @romangram_com