#ضربه_نهایی_پارت_124
_منتظرم بشنوم
باربد تاک ابرویی بالا انداخت وخونسرد گفت
_همیشه وهمیشه ود رطول تاریخ کاری ما داشتیم ماموریت هایی که توسط پلیس لو رفته و خسارت سنگین وجبرانناپذیری که به صاحب
جنس وارد شده !!
شاهین لحظه ای کوتاه به جمله ای که شنیده بود شک کرد ...
این یعنی یک توطئه ی بزرگ علیه یاشار کبیر !!!
با چشمانی ریز شده پرسید
_دقیقا چه غلطی می خوای بکنی !!
تو می دونی چه خسارتی به یاشار می زنی !!!
سوای اون هرگز نباید پای پلیس رو به معا مله ها مون باز کنیم!!!
این خلاف قانونمونه !!
باربد زهر خندی زد وباتمسخر سری تکان داد و با لحنی تندگفت
_بالای منبر نرو لطفا !!
یاشار هرچقدر هم ضرر مالی کنه آنقدری داره که ککش هم نگزه !!!
به جنبه ی دیگر قضیه نگاه کن
تو خودت خوب می دونی که معامله های سنگین یاشار اگر لو بره حکمش چیه و جالب اینکه سراج اگر دستگیر شه هرگز دایی خودش رو
لو نمی ده
حالا فهمیدی !!!
این نقشه مو لای درزش نمی ره و خوب پای ماهم وسط نیست واگر در بدترین حالت ذهنیتی از خیانت به سرشون بزنه
تمام حواسشون به سمت منوچهر کشیده میشه ودشمنی که با ان ها داشته !!
romangram.com | @romangram_com