#کینه_عشق_پارت_209
این جملات رو می گفتم و اشیای قیمیتی رو به اطراف پرتاب می کردم و شکستنی ها رو در هم می شکستم و مدام با صدای بلند تکرار می کردم:لعنت به این پول...
خواستم صندلی رو بردارم و به ویترین شیشه ایه گوشه ی خونه بزنمش که...ساجدی که در تمام مدت نظاره گر دیوونگی های من و گریه های سمیه خانم بود جلو اومد و صندلی رو از دستم گرفت و به کناری پرت کرد بعد هم با خشونت بازوهام رو تو دست گرفت و فریاد زد:کافیه دیگه...بسه...می خوای خودت رو بکشی؟؟
به زور من رو روی مبل نشوند و لیوان آبی به دستم داد...بعد از اون همه خشم حالا فقط اشک ها بودن که اجازه ی جاری شدن پیدا کرده بودن و آزاد و رها روی پهنه ی صورتم می غلتیدن و سرسره بازی می کردن...
ساجدی من رو به یکی از اتاق ها برد و به کمک سمیه خانم رو تخت خوابوندم و بعد هم رفت...منم بعد از یه ربع خواب رو برای فرار از موقعیتم...به هر چیزی ترجیح دادم...
یک هفته گذشت و من باز عادت کردم...
به پول داشتن و پولدار بودن...به زندگی تو کاخ تنهایی...به دشواری های زندگی...به آسونی آب خوردن عادت کردم به همه ی نداشته های قدیم و داشته های جدیدم...به چیزهایی که از دست داده بودم و چیزهایی که به دست آورده بودم...
دکوراسیون خونه رو عوض کردم و به جای رنگ های تیره و غمگین از رنگ های شاد استفاده کردم...لبخند های مصنوعی رو جایگزین غم های عمیقم کردم...اتاق فرزندم رو آماده کردم...
روزهای گرم و طاقت فرسای تابستونی با تمام خاطرات تلخ گذشتن و رسیدن به شب سالگرد ازدواجم...شب تولد هومن...پسرم یکساله میشد و من کنارش نبودم...دیگه سالگرد ازدواجی هم در کار نبود...
اون شب مثل دیوونه ها داد و می کشیدم و به معنای واقعی ضجه می زدم...برای سام و هومن هدیه خریدم و مخفیانه و از یه آدرس نا آشنا براشون فرستادم...یه ساعت طلا برای سام و سه تا جعبه از بهترین اسباب بازی ها برای هومن...هر چند که مطمئن نبودم به دستشون می رسه یا نه...
به دور از چشم سمیه خانم از خونه بیرون زدم و به طرف خونه ی کیانی ها رفتم و از ساعت 8 شب کشیک سام رو جلوی در خونه اشون کشیدم...
ساعت 9 شب بود که دو تا ماشین از در گاراژی خونه بیرون زدن...اولیش پدر جون و مادرجون به همراه بهروز و ساحل بودن و دومیش هم سام و هومن که روی صندلی مخصوصش تو ماشین نشسته بود و دست های کوچولوش رو با ذوق به هم می کوبید...سام هم یه چیزایی می گفت و می خندید...
romangram.com | @romangram_com