#کینه_عشق_پارت_191
با هق هق هومن رو بغل می فشردم و ضجه میزدم...شونه های سام تکون می خورد و معلوم بود داره گریه می کنه...صدای هق هق من و مادرجون لحظه ای قطع نمیشد...
آخرین کلمات رو در حالی می گفتم که هومن سیر بود و سینه ام رو پس میزد...حتی اونم فهمیدده بود وقت جداییه:عروسکم؟؟ قشنگ مامان؟؟ تو رو خدا یادت نره که چقدر دوست دارم...من عاشقتم عزیزم...سیر شدی؟؟!! کاش می فهمیدی که چقدر خوشبویی...عزیز مادر...هومن با چشمای مشکی و درشتش بهم خیره بود..حرفِ مادر درد کشیده اش رو نمی فهمید..هومن درک نمی کرد که چه دردی رو تو سینه ام تحمل می کنم...هجوم پدرجون و بیرون کشیده شدن هومن از آغوشم صدام رو خفه کرد...پدرجون هومن رو ازم جدا کرد و گفت:تمومش کن دیگه...گمشو بیرون..
صدای التماس ها و ضجه هام...صدای بلند شکستن قلبم...با صدای غرش آسمون در هم آمیخت...
دستهام دراز بود و زبونم فقط می نالید:تو رو خدا این کارو نکیند...التماس می کنم...من مادرشم...بچه امو ازم نگیرید...
پدرجون زیر بغلم رو گرفت و بلندم کرد...ساکم رو به دستم داد و گفت:مگه نمیشنوی می گم برو بیرون؟؟ نکنه دلت پلیس می خواد؟؟!!
با ضعفی که سراسر وجودم رو گرفته بود از پله ها سرازیر شدم و دو پله ی آخر رو پرت شدم و سرم به لبه ی پله ها برخورد کرد...دردی عمیق تو سرم پیچید...سام به سمتم دوید اما صدای پدرجون متوقفش کرد:ولش کن...
دویدنش کور سوی امید رو تو من زنده کرد و ایستادنش نور امید رو از بین برد...در حالی که خون روی ابروهام می ریخت و ردش از کنار صورتم راه باز می کرد به سمت در سالن رفتم...
در کوچه رو به سختی پشت سرم بستم...آسمون به حالم زار زار گریه می کرد...گریه امونم رو بریده بود...از تو گلوم فقط یه صدای نا مفهوم بیرون می اومد...صدایی که نه شبیه هق هق بود...نه ناله...صدای قلب دردمندم بود با یه عالمه زخم...صدای جیغ های بی امون دلم بود...نفسم تنگ بود و پیاده رو خلوت تر از همیشه...چشمه ی اشکم خشک نمی شد...به سر کوچه رسیده بودم که ماشین سام جلوی پام ترمز کرد...
خیس خیس بودم...
سام پیاده شد و به سمتم اومد...حرف نمیزد...می نالید:فریماه بگو که اینا همش یه کابوسه...بگو که دروغه...
جلو اومد و دستای بزرگش رو کنار صورتم گذاشت و سرم رو تو حصار دستای گرمش گرفت...قطره های بارون به صورتم تازیانه میزد و زخم پیشونیم رو می سوزوند..سوزشی که یک هزارم سوزش قلبم رو هم نداشت...
romangram.com | @romangram_com