#کیارش_پارت_86

ترسا - واسه این سور دادید؟
- آره خب!
یه دفعه ای دستم از پشت کشیده شد منم که خودمو شل گرفته بودم افتادم تو بغل همون که دست مو کشیده بود هیکل ظریفش نشون میداد که دختره با عصبانیت دست مو از دستش کشیدم بیرون و از بغلش اومدم بیرون سرمو گرفتم بالا دهن مو باز کردم که چهارتا فحش بهش بدم که با دیدن اون دختر و اشکی که تو چشماش حلقه زده بود دهن مو بستم و با نگرانی گفتم:
- طنین چرا داری گریه میکنی؟
طنین با صدای لرزونی بریده بریده گفت:
طنین - من که گریه نکردم!
داشت خنده م ميگرفت که جلوشو گرفتم و گفتم:
- حالا هرچی اشک که تو چشمات جمع شده!
طناز با ناراحتی گفت:
طناز - خودت چی فکر میکنی؟
این یه دفعه از کجا پیداش شد؟ حالا ولش! چی گفت؟ آهان پس بگو خانم حسوديش شده با شیطنت برا طنین ابروهامو دادم بالا و گفتم:
- آخی حسودیت شده با خانما گرم گرفتم ولی تورو تحویل نمیگیرم!
طنین سرشو گرفت بالا و متعجب نگام کرد و با لحن متعجبی گفت:
طنین - یعنی تو نصرتی رو ندیدی که اومد تو رستوران؟ از کنار خودت رد شد عحیبه!
همه با صدای بلند خندیدن آخ کنف شدم، بی خیال با حالت بی تفاوتی گفتم:
- خب به من چه؟ چرا اومدی پیش من؟

romangram.com | @romangram_com