#کیارش_پارت_87

طنین سرشو انداخت و با صدای آرومی گفت:
طنین - خب... خب گفتم شاید تو...
نزاشتم بقیه حرف شو بزنه و با لحن عصبی گفتم:
- شاید من چی؟ هان؟ شاید من بیام نزارم مزاحم تو و خواهرت بشه؟ به من چه ربطی داره آخه؟ خواهرمی؟ زنمی؟ نامزدمی؟ کیه منی که نزارم اونا مزاحمت بشن؟ حتما شما کاری کردید که اون داره مزاحم تون ميشه و دست بردارم نیست به قول معروف کرم از خود درخته! حالا هم برو جای دیگه آبغوره بگیر من اعصاب ندارم!
طنین ناراحت نگام کرد طناز دهن شو باز کرد که چیزی بگه که آریان رو به طناز گفت:
آریان - تو ساکت، کیارش راست ميگه پسرا تا دخترا بهشون نخ ندن طرف شون نمیرن شما دوتا حتما کاری کردید که اون مزاحم تون میشه و دست بردار نیست!
طنازم با ناراحتی به آریان نگاه کرد و با صدای گرفته و خفه ای گفت:
طناز - وقتی درمورد چیزی خبر ندارید قضاوت نا به جا هم نکنید خدافظ!
آریان با بی حوصلگی گفت:
آریان - به سلامت!
کاوه - اینکه نامردیه، بیاید بهشون کمک کنیم!
آریان دست شو به نشونه ی اینکه سکوت کن گرفت جلوی کاوه و گفت:
آریان - شما هیچی نمیدونید ما یه بار دیگه هم به این دخترا کمک کردیم حالا قضیه ش بماند ولی با وجود اون دفعه ی دیگه نباید این نصرتی طرف شون ميومد ولی حالا اومده حتما اینا کاری کردن که دوباره اومده والا!
کاوه - غیبت نکن!
آریان پوزخندی زد و گفت:
آریان - غیبت اونه که وقتی کسی پیشت نیست پشت سرش حرف بزنی من جلو خودشون دارم درموردشون حرف میزنم پس غیبت نیست!

romangram.com | @romangram_com