#کیارش_پارت_77

آریان - نه تو فقط باید دوست من باشی فقط من!
لبخندی زدم و گفتم:
- باشه!
بعد رو کردم سمت کاوه و گفتم:
- خدانگهدار!
کاوه که متوجه شده بود آریان دوست نداره من با کسی دوست بشم گفت:
کاوه - راستش خانمم خیلی دوست داشت بدونه شما چه ویژگی دارید که خواهران رادمنش نسبت به شما توجه خاصی دارن!
بعد لبخندی زد و ادامه داد:
کاوه - به نظر مياد پیوند دوستی تون خیلی محکمه درسته؟
سرمو به نشانه مثبت تکون دادم و گفتم:
- آره تو دنیا من آریان و دارم آریانم من و داره، از دوتا داداش به هم نزدیک تریم باشه؟
کاوه لبخندی زد و گفت:
کاوه - خب اشکالی نداره آقا آریان شما بیا با ما دوست شو باشه؟
آریان اخماشو کشید تو هم و گفت:
آریان - نه خیلی ممنون بااجازه!
بعدم دست من و گرفت و گفت:

romangram.com | @romangram_com