#کیارش_پارت_147
طناز - اگه اذیتم نکنی من با تو میام!
آریان خندید وگفت:
آریان - نه قربونت تو با کیارش بیا آخه میدونی من تو خونمه که سر به سر همه میزارم و اذیت شون میکنم!
طناز با ناراحتی نگاه کرد و گفت:
طناز - فرقی نمیکنه در هر صورت من با تو میام!
آریان ابرو هاشو داد بالا و گفت:
آریان - چرا اونوقت؟
طناز با بی قیدی گفت:
طناز - آخه آقا کیارش زیادی خشکی مقدس بازی درمياره من دوست ندارم!
اخمامو کشیدم تو هم ولی چیزی نگفتم کمی مکث کردم بعد رو کردم سمت طنین و گفتم:
- ساکت آبیه ست یا قرمزه؟
طنین - قرمزه!
ساک طنین رو هم برداشتم و گذاشتم تو صندوق عقب که طنین گفت:
طنین - آقا آریان نمیشه منم با شما بیام؟
آریان لبخندی زد و گفت:
آریان - باشه بیا!
romangram.com | @romangram_com