#کیارش_پارت_146

آریان - آره واقعا جالبه!
بعد انگار چیزی یادش اومده باشه گفت:
آریان - خب دلیل اینکه گفتی نماز خوبه چیه؟
طناز لبخندی زد و و گفت:
طناز - آخه تو این مدت که این پسره نصرتی یا حالا هرکی مزاحم ما دوتا شده بود هرکاری کردیم نتونستیم از سرمون بازش کنیم ولی امروز که نماز خوندیم به همین راحتی کاری کردید که اون تا عمر داره مزاحم ما دو تا نشه!
آریان - آهان!
- بریم؟
آریان - آره بریم!
طنین - ماشین آقا آریان که دو دره و فقط یه نفر میتونه توش باشه پس من و طناز با آقا آریان میآیم!
من چرا کوپه اوردم؟ بهتر!
آریان اخم کرد و گفت:
آریان - نخیر من فقط اجازه میدم یه نفر بیاد تو ماشینم بیشترم نميشه
طنین - ولی اون یکی چکار کنه؟
آریان شیطون خندید و گفت:
آریان - با کیارش بیاد حالا کی با من میاد تا ساک شو بزارم صندوق عقب!
طناز با یه لحن تضرع آمیزی گفت:

romangram.com | @romangram_com