#خیس_مثل_باران_پارت_80

__1، خوش ندارم تو این خونه همش خودتو تو اتاقت زندانی کنی و اینجوری لباس بپوشی؛ از این به بعد لباسای اشرافی میپوشی چیزی که در حده آراد تهرانی باشه نه خدمتکارش..و باید جلوی همه وانمود کنی که منو تو زنو شوهری هستیم که عاشقانه همدیگرو دوس داریم حتی دوستای صمیمیت

انگشت دومشو باز کردو گفت

__2، تو کارای من به هیچ عنوان دخالت نمیکنی؛ من اندازه موهای سرم دوس دختر دارم و ممکنه با هر کدوم بخوابم؛ اما تو این خونه نمیارم که به تو توهین نشه، پس به تو ربطی نداره من با کی حرف میزنم کجا میرم و چیکار میکنم..

انگشت سومو باز کردو گفت:

__ و اما 3 و مهم ترینش

چشماشو گرد کردو گفت:

__ به هیچ عنوان؛ تاکید میکنم به هیچ عنوان حق نداری خانوادتو ببینی و حتی باهاشون تلفنی صحبت کنی؛ مخصوصا اون داداشت؛و اصلا بدون اجازه من پاتم از دره خونه بیرون نمیزاری؛ در مورد مدرستم خودم تو یه مدرسه شبانه روزی ثبته نامت میکنم که این سال آخرو فشرده 3 ماهه بخونی که واسه کنکور برسی...اگه میتونی با شرایطم کنار بیای بسم الله...

گیسو با تته پته گفت:

__ همه ی اینا قبول،،، اما...اما..زنو شوهر...منطورت از زنو شوهر.....یعنی میگم که من باید...

آراد قهقهه زد و گفت

:__ راجب خودت چی فکر کردی؛ تو اصلا چیزه مالی نیستی که منو تحریک کنه انگشت کوچیکه دوس دخترامم نیستی

گیسو نفسی از سره راحتی کشید و گفت:

_ همه شرطات قبوله اما من لباس ندارم

آراد:_ حاضر شو میریم خرید آخر شبم باید چمدونتو ببندی

گیسو با تعجب گفت:_ چمدون برای چی

__ مامان تو این 3 روزه منو کچل کرد از بس گفت برید ماهه عسل یه هفته بریم شمال که بقیه فکر کنن رفتیم ماه عسل

_باشه پس من میرم حاضر شم

گیسو به سمته اتاقش رفتوزیر لب گفت:_ زن آراد شدن زیادم سخت نیستا....



romangram.com | @romangram_com